تبليغاتX
گفت وگو

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب میهن بلاگ

قالب جوان بلاگ

قالب ایران بلاگ

قالب رویا بلاگ

قالب پرشین بلاگ

قالب بلاگ وب

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر


گفت وگو

اجتماعی

راه های نفوذ در دیگران
۱)-انتقاد.شکایت و محکوم نکنیم

۲)-صادق باشیم

۳)-در دیگران انگیزه ایجاد کنیم

۴)-ذاتا به دیگران علاقمند باشید

۵)-همیشه حتی در هنگام مشکلات خنده رو باشیم

۶)-بیاد داشته باشیم که نام هر فرد زیباترین و مهمترین کلمه دنیاست

۷)-شنونده خوبی باشیم.دیگران را تشویق کنیم در مورد خودشان صحبت کنند

۸)دیگران را کودن وخود را باهوش فرض نکنیم.گاه دیگران مسائل را بهتر از ما میفهمند اما به روی ما نمی آورند..

۹)-اگر اشتباه کردید سریع و صادقانه عذرخواهی کنیم

۱۰)-همه چیز را از نگاه طرف مقابل ببینیم

۱۱)عقاید خود را به دیگران تحمیل نکنیم


برچسب‌ها: روانشناسی, مردم, ارتباط
نوشته شده توسط عزت خورشاهی در 90/11/16





ملائک
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند

گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

                                         ( حافظ)

در میخانه نبد بسته چرا حافظ گفت

که ملائک در میخانه زدند

                                      (بهار)

در میخانه نبد بسته ولی حرمت می

واجب آمد که ملائک در میخانه زدند

                                    (شهریار)


نوشته شده توسط عزت خورشاهی در 90/06/19





آخرین نامه قابیل
از زماني كه از خانه خارج شدم و مردم،هنوز نه برگشته ام و نه زنده شده ام...

هرچه تلاش ميكنم راه بازگشت به خانه را نمي يابم،من گم شده ام...

نمي توانم نفس بكشم ،آخر هوايي براي نفس كشيدن نيست چون خانه اي نيست،

نفسم در خانه جا مانده..

 دهانم بسته است،سالهاست آواز نخواندم ،حنجره ام خشك است

 انگار كه هرگز نوايي از آن برنخاسته

هر روز به خانه فكر ميكنم و نااميدانه جستجو........

 چند وقت است كه خارج شده ام !!! ؟؟؟

 خارج از خانه ،آبا و اجداد ،خارج ازخود،خارج از هر آنچه كه بود

نمي دانم .چيزي از گذشته يادم نيست .شايد كه نمي خواهم به ياد بياورم..

 اصلا چه شد كه گم شدم !! ؟؟

 با هر نفسي كه ميكشم يك قدم دورتر ميشوم از خانه و دلبسته تر به محيط خارج و پيرامونم در ابتدا خاك بودم يا آب ؟؟؟

 نمي دانم چه شد كه گم شدم در گذر زمان. آيا تقدير اين بود كه گم شوم و داستاني طولاني به بلنداي عمر بشر ساخته شود..؟

در اين گمگشتگي چقدر جنگيدم با همنوعانم .چقدر غارت كردم .چه كسي را كشتم .... ادامه مطلب


.:: ادامه ی مطلب ::.
نوشته شده توسط عزت خورشاهی در 90/04/08





نیایش
حمد وسپاس از آن خداوندیست

خداوند بیکرانه گوش و هوش و دانایی

یگانه شنونده هر نجواگری

و پاسخ دهنده سریع الجوابی

شکر وسپاس برای اوست

لطف و بخشندگی در نگاه اوست

آمرزنده هر بخشوده ای

بخشاینده هر آمرزیده ای

ای بخشایشگر آمرزنده

ببخشای مرا به حق بیکرانه وجود سراسر بخششت...

امین یا رب العالمین......


نوشته شده توسط عزت خورشاهی در 90/03/31





آرزوهایی برای من وتو

 

 

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،

و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،

و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،

و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.

آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،

بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.


.:: ادامه ی مطلب ::.
نوشته شده توسط عزت خورشاهی در 90/03/18





بچه های گرسنه

بچه های گرسنه

مدتی میشه که با سایتی آشنا شدم. بد نیست شماهام بدونین. در این سایت مسابقات چهار جوابی هست. با هر جواب درست ۲۰ دانه برنج برنده میشی. با ۵ جواب درست یک بشقاب برنج. بعد از طرف یونیسف این برنج ها که مردم دنیا در مسابقه بردن به بچه های گرسنه داده میشه. طبعا بدون این مسابقه هم همیشه یونیسف به اون ها غذا می داد ولی این راه برای اینه که شما علم و دانسته هاتونو در این راه خرج کنین. .

 http://www.freerice.com

حتما سابجکت(موضوع) رو از نوار ابزار بالای سایت انتخاب کنین.در زبان شناسی و علوم هم مسابقه داره. روزی ده دقیقه وقت بذارین و ۱۰۰۰تا برنج جمع کنین تا ده تا بچه سیر بشن. اخبار ارسال برنج ها رو هم همون جا بخونین


نوشته شده توسط عزت خورشاهی در 90/03/03





مادرم روزت مبارک

تاج از فرق فلک برداشتن ،

جاودان آن تاج بر سرداشتن :

در بهشت آرزو ره یافتن،

هر نفس شهدی به ساغر داشتن،

روز در انواع نعمت ها و ناز،

شب بتی چون ماه در بر داشتن ،

صبح از بام جهان چون آفتاب ،

روی گیتی را منور داشتن ،

شامگه چون ماه رویا آفرین،

ناز بر افلاک اختر داشتن،

چون صبا در مزرع سبز فلک،

بال در بال کبوتر داشتن،

حشمت و جاه سلیمانی یافتن،

شوکت و فر سکندر داشتن ،

تا ابد در اوج قدرت زیستن،

ملک هستی را مسخر داشتن،

برتو ارزانی که ما را خوش تر است :

لذت یک لحظه "مادر" داشتن


نوشته شده توسط عزت خورشاهی در 90/03/03





نیما

تو را من چشم در راهم

تو را من چشم در راهم شبا هنگام

 

که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی

 

وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛

 

تو را من چشم در راهم.

 

شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛

 

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام.

 

گرم یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم؛

 

تو را من چشم در راهم


نوشته شده توسط عزت خورشاهی در 90/02/24





غوغای کودکی

امروز هوا ابریست و دم کرده،اتاقم خالیست ،سکوت غوغا کرده است......

 افکارم پریشان است و یاد گذشته های دور رهایم نمی کند،گاه گاهی فکرهایی از صفحه ی پر از خراش ذهنم رد میشود اما هیچ حرکتی در من ایجاد نمی شود،در ذهنم کودکی هستم که دوست دارد هنوز بلند فریاد بکشد و غوغا بپا کند...سنگر بسازد،غریق دروغین را نجات دهد،تند بدود و از همه آدمکها جلو بزند...

اما این کودک رفته است و دیگر بر نمیگردد.کودکی هایم دور از دستانم شده است و من همچنان آن را دنبال میکنم و میدانم که نیست...

واکنون کیستم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کودکی که قد کشید و افکارش و دنیای پیرامونش...

اما زندگی همان زندگیست .آدمک ها همان های سال های  گذشته.و دویدن ها هنوز هم هست.و غریق دروغین هنوز هم غرق در غرق است.و سنگرهایی که مقابل روزگار میسازیم و جبهه میگیریم هنوز هم آنجاست بی سرباز وخالی

و فریادهای بلندی که هرگز شنیده و جدی گرفته نشد مثاله غوغای کودکانه بی ثمر ........... 

 


.:: ادامه ی مطلب ::.
نوشته شده توسط عزت خورشاهی در 90/02/06





اول ارديبهشت روز بزرگداشت سعدي شيرازي گرامی باد

بومحمد مُصلِح بن عَبدُالله مشهور به سعدي شيرازي و مشرف الدين (۶۰۶ – ۶۹۱ هجري قمري) شاعر و نويسندهٔ پارسي‌گوي ايراني است. شهرت او بيشتر به خاطر نظم و نثر آهنگين، گيرا و قوي اوست. مقامش نزد اهل ادب تا بدانجاست كه به وي لقب استاد سخن داده‌اند


 

به‌جهان خرم از آنم، كه جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم، كه همه عالم از اوست



به غنيمت شمر اي دوست، دم عيسي صبح
تا دل مرده مگر زنده كني، كاين دم از اوست



نه فلك راست مسلم، نه ملك را حاصل
آنچه در سرّ سويداي بني‌آدم از اوست



به حلاوت بخورم زهر، كه شاهد ساقيست
به ارادت ببرم زخم، كه درمان هم از اوست



زخم خونينم اگر به نشود، به باشد
خنك آن زخم، كه هر لحظه مرا مرهم از اوست



غم و شادي بر عارف چه تفاوت دارد؟
ساقيا، باده بده شادي آن، كاين غم از اوست



پادشاهي و گدايي، بر ما يكسان است
چو بر اين در، همه را پشت عبادت خم از اوست



سعديا، گر بكَند سيل فنا خانهٔ عمر
دل قوي دار، كه بنياد بقا محكم از اوست



 


.:: ادامه ی مطلب ::.
نوشته شده توسط عزت خورشاهی در 90/02/01





مطالب پیشین

Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by khorshahi
This Themplate By Theme-Designer.Com

.:: Menu ::.

صفحه ی نخست
پست الکترونیک

آرشیو مطالب
عناوین مطالب وبلاگ
لينك rss
طراح قالب

.:: About ::.

.:: Links ::.

حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
اداره محيط زيست شهرستان کاشمر
دانلود پروژه هاي دانشجويي
خبر تازه
اطلاعات روز
پورتال محيط زيست كشور
کمک به بچه های گرسنه دنیا....کمک ...کمک
گل نرگس
ايران توانا
پايگاه زيست شناسي ايران
بازي
ترفند
چهار باغ (مجتبي ابوالفضلي)
كوچه باغ
کومه ای برای یک روز بارانی

.:: Others ::.

.:: Archive ::.

بهمن 1390
شهریور 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389